چگونه با تغییر سوالات خود، زندگیمان را تغییر دهیم و از کیفیت بیشتری برخوردار باشیم؟
اگر به دنبال راهی برای تغییر زندگی خود هستید، شاید بهتر باشد این مسیر را از تغییر سوالات خود شروع کنید.
با تفکر سوالی و پرسیدن سوالات بهتر از خود، میتوانیم از آرامش خاطر بیشتر، اقدامگرایی و پیشرفت بیشتری برخوردار باشیم. دکتر آدامز در کتاب «سوالاتت را تغییر بده تا زندگیات تغییر کند» میگوید تفکر سوالی راهی برای پرسیدن سوالهای بهتر است. هر سوال خوب، راهی برای تغییر دیدگاه است و با تغییر دیدگاه میتوانیم نتایج بهتری به دست آوریم. در واقع، تفکر سوالی مهارتی برای تصمیمگیریهای هوشیارانه و مواجهه با هر موقعیت است.
چرا تفکر سوالی مهم است و باید با آن آشنا شویم؟
شاید این جمله از انیشتین پاسخ خوبی برای این سوال باشد:
«ما نمیتوانیم مشکلات را با همان طرز فکری که ایجادشان کردیم، حل کنیم.»
در واقع، حل مشکل از طریق تغییر سوال اتفاق میافتد. وقتی سوال خوب و جدیدی از خود میپرسیم، زاویه دید ما تغییر میکند و همین موضوع راهی برای تغییر اعمال و نتایجمان است. هر سوال، یک عمل متفاوت را شامل میشود.
به عنوان مثال، تا زمانی که اجداد و نیاکان ما از خود میپرسیدند «چگونه به آب برسیم؟»، در حال کوچ مداوم بودند؛ زیرا سوال آنها به آنها میگفت باید به آب برسند و برای رسیدن به آب باید به جاهای مختلف بروند. اما زمانی که سوال خود را به «چگونه آب به دست آوریم؟» تغییر دادند، الگوریتم زندگی بشر تغییر کرد و تمدن شکل گرفت. زیرا سوال آنها به آنها میگفت خودتان باید به آب دست پیدا کنید، نه اینکه به آب برسید. این مثال برای ملموس شدن اهمیت سوال کافی است، اما اجازه دهید مثال دیگری بخوانیم.
زمانی که یک کارمند از خود میپرسد «چرا حقوق من را افزایش نمیدهند؟»، زاویه دیدش انتظار برای اتفاقی ناگهانی برای افزایش درآمد است و او را به اقدام دعوت نمیکند. ولی مادامی که از خود بپرسد «چگونه درآمدم را افزایش دهم؟»، زاویه دیدش تغییر میکند و به دنبال راهی است تا با ارتقای مهارت یا مذاکره، حقوق خود را افزایش دهد. پس به همین میزان، نوع سوالاتی که از خود میپرسیم مهم است.
مادامی که یاد بگیرید سوالات بهتری از خود بپرسید، در مواجهه با سختیها و چالشها نمیپرسید «چرا من باید این همه سختی بکشم؟» یا «چرا همه مشکلات بر سر من آوار میشوند؟» بلکه با مهارت تفکر سوالی از خود میپرسید: «چگونه میتوانم اوضاع را بهتر کنم و بهرهوری بیشتری داشته باشم؟»
باید آگاه باشیم که هر سوال، ذهن ما را در مسیری متفاوت قرار میدهد. خودتان قضاوت کنید. به دو سوال زیر بنگرید و سپس دقت کنید هر یک چه تاثیری بر ذهن شما دارند:
- چرا اینقدر بدبختیم و حتی اینترنت ضعیف را نیز قطع میکنند؟
- من چطور میتوانم در نبود اینترنت، نیاز خود را مرتفع کنم؟ کتاب یا شخصی هست که بتواند به من کمک کند؟
لطفا به تاثیر هر سوال بر ذهن خود فکر کنید.
سوال اول، اقدام را از شما میگیرد و شما را در چرخه معیوب بهانهتراشی و منفیبافی میاندازد.
در عوض، سوال دوم، فارغ از اهمیت چرایی قطعی اینترنت، شما را به اقدام دعوت میکند و به انجام عملی موثر برای حل مشکل ترغیب میکند.
به همین دلیل است که دکتر آدامز در کتاب خود میگوید:
«سوالات، نتایج را در بر دارند.»
سوال خوب برابر با نتایج خوب و سوالات نادرست برابر با نتایجی مخرب هستند.

اهمیت پرسیدن سوال از دیگران
تا به اینجا از اهمیت سوال پرسیدن از خود گفتیم، اما بیایید اهمیت سوال پرسیدن از دیگران را نیز بررسی کنیم.
اگر ما از دیگران سوالات خود را نپرسیم، به این معنی است که از اطلاعات و ایدههای دیگران آگاه نمیشویم و از افکار مردم آگاهی نداریم. سوال پرسیدن حتی در فروش و بیزنس اهمیت بسزایی دارد. با هر سوال، شما از سلیقه، نیاز و نظر مشتری خود آگاه میشوید که اگر در راستای آن اقدام کنید، میتوانید مشتری خود را راضی نگه دارید.
هرچقدر بیشتر و بهتر مشاهده کنیم، ببینیم و بشنویم، بیشتر تغییر خواهیم کرد. در واقع، اگر خودمشاهدهگریمان را فعال کنیم و آن را موثرتر تقویت کنیم، مهارت و برنامههای بهتری برای تغییر خواهیم داشت.

چگونه از تفکر سوالی بهرهمند شویم؟
حتما با خود میپرسید چگونه از تفکر سوالی استفاده کنیم؟ پاسخ در نقشه انتخاب است. با نقشه انتخاب میشود از تفکر سوالی بهرهمند شد. نقشه انتخاب به ما کمک میکند تا توانایی انتخاب آگاهانه و بهتری داشته باشیم.
یکی از دوراهیهای زندگی که تمامی انسانها هر روزه با آن مواجه هستند، دوراهی مسیر یادگیرنده و قضاوتکننده است. با نقشه انتخاب میتوانیم از این دوراهی و بسیاری از دوراهیهای دیگر، راه بهتری را انتخاب کنیم.
مسیر یادگیرنده و قضاوتکننده چیست؟
مسیر یادگیرنده به ما کمک میکند تا در مواجهه با شرایط سخت و ناخوشایند، تصمیم بگیریم که یادگیرنده باشیم و به جای سرزنش دیگران یا موقعیت، تلاش کنیم تا خودمان با آگاهی، اوضاع را مدیریت کنیم.
مثلا زمانی که امتحان دارید و باید برای آن آماده شوید، ناگهان مهمان میآید. اگر یادگیرنده نباشید، مهمانان و سایر موارد را سرزنش میکنید؛ در حالی که اگر مسیر یادگیرنده را انتخاب کنید و سوال مناسبی از خود بپرسید، خواهید گفت: «اکنون کجا میتوانم آرامتر باشم؟ چطور میتوانم اوضاع را مدیریت کنم؟ آیا میشود از مهمان خوشامدگویی کرد و سپس با بیان علت، خانه را ترک کرد و به حیاط، کتابخانه یا جایی رفت که محیط برای مطالعه کردن بهتر است؟»
مسیر قضاوتکننده یعنی در مواجهه با هر مشکل یا محدودیتی، به جای اینکه سوال خوبی از خود بپرسیم و تلاش کنیم به دنبال راهکار باشیم، با قضاوت کردن شرایط و محیط، در این مسیر بمانیم و تلاشی برای بهتر شدن اوضاع نکنیم.
با نقشه انتخاب میتوانیم خود را بهتر و آگاهانهتر نظارت و مشاهده کنیم و دست از قضاوت کردن یا برچسب زدن بر دیگران برداریم.
نقشه انتخاب کمک میکند تا مسیر بهتری برگزینیم و نتایج بهتری خلق کنیم. ما اغلب بین طرز فکر یادگیرنده و قضاوتکننده در حال جابهجایی هستیم و نمیشود در یکی از این موارد ثابت ماند، اما با خودمشاهدهگری میتوانیم سریع تغییر مسیر دهیم. کلید موفقیت ما در تفکر سوالی، تقویت خودمشاهدهگریمان است.
چطور میتوانیم با نقشه انتخاب بیشتر در مسیر یادگیرنده باشیم؟
نقشه انتخاب ابزاری دارد به نام سوالات جابهجایی. با سوالات جابهجایی میتوانیم از مسیر قضاوتکننده به مسیر یادگیرنده تغییر مسیر دهیم.
ما پیش از آنکه دقیقتر با این ابزار آشنا شویم، باید آگاه باشیم که تقویت خودمشاهدهگری و توانایی آگاهی از خودمان، بسیار موثر و مهم است. وقتی بتوانیم خود را مشاهده کنیم و سپس بپذیریم که در کدام مسیر هستیم، بهتر میتوانیم زمینه تغییر را مهیا کنیم.
وقتی با خودمشاهدهگری متوجه شدیم در مسیر قضاوتکننده هستیم، باید بپذیریم آن مسیر حذفکردنی نیست، ولی میتوانیم تغییر مسیر دهیم. سپس سوالات جابهجایی را از خود بپرسیم.
سوالات جابهجایی عبارتاند از:
- الان چه احساسی دارم؟
- آیا در مسیر یادگیرنده هستم یا قضاوتکننده؟
- راهحل جایگزینی وجود دارد؟
- اطلاعاتی وجود دارد که من از آن آگاه نیستم؟
- چگونه میتوانم بهتر عمل کنم تا شرایط را بهتر کنم؟
سوالات جابهجایی و یادگیرنده چه ویژگیهایی دارند و چگونه به ما کمک میکنند؟
سوالات جابهجایی کمک میکنند تا روحیه کنجکاو داشته باشیم و به این ترتیب، به دنبال اقدام کردن باشیم. به علاوه، هر سوال دری است به سوی یک ایده و طرز فکر جدید. با تغییر طرز فکر نیز اعمال ما تغییر میکند که نتیجه نهایی، تغییر نتایج خواهد بود.
دکتر آدامز: «هر سوالی که از قلم بیفتد، بخاری نهفته است که زود مشخص میشود.»
چطور تفکر سوالی و نقشه انتخاب را در هر زمان استفاده کنیم؟
پاسخ در روش «آنکا» است.
آ یعنی آگاهی؛ آگاه شوید در مسیر قضاوتکننده هستید یا یادگیرنده؟
ن یعنی نفس عمیق؛ یعنی نفس عمیق بکشید و به وضعیت بیطرفانه نگاه کنید.
ک یعنی کنجکاوی؛ کنجکاو باشید که آیا راه یا اطلاعات دیگری هست که شما از آن بیخبر باشید؟
ا یعنی انتخاب؛ انتخاب کنید که میخواهید در کدام مسیر باشید!
دکتر آدامز:
رهبران ضعیف خیلی کم از خود و دیگران سوال میپرسند، ولی رهبران خوب سوالات زیادی میپرسند!
جمعبندی
سوالاتی که از خود میپرسیم، فقط جملاتی برای پیدا کردن پاسخ نیستند؛ بلکه مسیر فکر و عمل ما را مشخص میکنند. یک سوال میتواند ما را در چرخه قضاوت، سرزنش و بهانهتراشی نگه دارد و سوالی دیگر، همان شرایط را به فرصتی برای یادگیری و اقدام تبدیل کند.
تفکر سوالی به ما کمک میکند در مواجهه با مشکلات، به جای تمرکز بر «چرا این اتفاق برای من افتاد؟»، به دنبال پاسخ سوالهایی مانند «چگونه میتوانم شرایط را بهتر کنم؟» باشیم. با استفاده از نقشه انتخاب، خودمشاهدهگری و سوالات جابهجایی نیز میتوانیم آگاهانهتر تشخیص دهیم در مسیر قضاوتکننده هستیم یا یادگیرنده و در صورت نیاز، مسیر خود را تغییر دهیم.
در نهایت، تغییر زندگی همیشه از تغییر شرایط شروع نمیشود؛ گاهی کافی است سوالی را که هر روز از خود میپرسیم، تغییر دهیم. چون سوال بهتر، میتواند ما را به فکر بهتر، اقدام بهتر و در نهایت، نتیجه بهتر برساند.