عملگرایی چیست؟
عملگرایی یعنی توانایی تبدیل اهداف و دانستهها به عملهای واقعی و قابل مشاهده. بهعنوان مثال، اگر در ذهن دارید که مدیتیشن، یادگیری زبان جدید یا یک ورزش را شروع کنید، آن را از فکر به عمل تبدیل میکنید و اقدامهای لازم را برای عملی شدن آن انجام میدهید. در واقع، یک فرد عملگرا بهجای «ایکاش» گفتن، اقدام میکند و هر آنچه را که میداند درست است، عملی میکند.

چرا عملگرا بودن مهم است؟
با عملگرایی و توانایی اقدام برای انجام کارهای درست، میتوان از یک سبک زندگی بهتر برخوردار بود؛ یک سبک زندگی سرشار از دستاورد که نهتنها کیفیت زندگی و حال خوبمان را میسازد، بلکه موفقیت و دستاوردهای ما میتوانند بر زندگی دیگر افراد نیز تأثیر بگذارند.
بهعنوان مثال، اگر شما عملگرا باشید و مدیتیشن کنید، حال خوب خواهید داشت و بر افکار و احساسات خود تسلط خواهید داشت. به این ترتیب، در ارتباط با دیگر افراد، خوشروتر، آرامتر و در مشاجرهها دارای قدرت کنترل بیشتری خواهید بود که در حال افراد مقابل تأثیر خواهد داشت.
این بیت شعر از مولانا نیز مهر تأییدی است بر اینکه عملگرایی و موفقیت شما در زندگی دیگران تأثیر خواهد داشت:
تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
اما پیش از آنکه راهکارهای عملگرایی را بررسی کنیم، بیایید با موانع آن آشنا شویم.
بهانه، اولین و مهمترین مانع عملگرایی
بهانه، پاسخ منطقی یا غیرمنطقی برای انجام ندادن کاری یا نگرفتن تصمیمی است. بهعنوان مثال، ورزش نمیکنیم و میگوییم: «هزینه باشگاه گران است.» اما چرا گفتیم بهانه پاسخ منطقی یا غیرمنطقی است؟ زیرا بهانهها گاهی منطقی و درست هستند.
برای نمونه، اگر شخصی بگوید: «کسبوکار خود را به دلیل گرانی زیاد و قوانین سختگیرانه نمیتوانم راه بیندازم»، کاملاً منطقی و صحیح است؛ زیرا کاملاً درست میگوید، گرانی زیاد و شرایط سخت است!
اما یک سؤال مهم:
بهانهها هرچقدر هم که منطقی و صحیح باشند، آیا میتوانند کمکی به ما کنند؟ پاسخ واضح است: خیر!
اگر کسی بگوید: «من ۱۲ ساعت سر کارم و پس از آن باید به فرزند خود رسیدگی کنم؛ به همین دلیل وقت کتاب خواندن ندارم»، حق دارد؛ ولی آیا پنج دقیقه هم نمیتواند مطالعه کند؟
یا در مثالی که پیشتر به آن اشاره شد، گفتیم که راهاندازی کسبوکار سخت و طاقتفرساست. اما کمی به استارتآپهای جدید که اتفاقاً موفق نیز هستند نگاه کنید! پس چطور آنها توانستند؟ هرچند سخت، ولی امکانپذیر است؛ زیرا دیگران توانستهاند آن را انجام دهند.
یک دقیقه با خود رو راست شوید و از خود بپرسید: «آیا میخواهم کسی باشم که به دلیل بهانهآوردنهای منطقی به من حق میدهند، یا فردی باشم که با وجود تمام موانع و بهانهها شروع کرده و پیروز شده؟»

اما چرا بهانه میآوریم؟
یکی از دلایل بهانه آوردن ناهماهنگی شناختی است. ناهماهنگی شناختی یعنی یک تصویر از خود در ذهن داریم، ولی در عمل کار دیگری میکنیم. مثلاً میگوییم: «دوست دارم یک ورزشکار حرفهای باشم»، ولی در عمل، اقدامهای لازم را انجام نمیدهیم و برعکس عمل میکنیم. ورزش نمیکنیم، مراقب ساعت خواب خود نیستیم و رژیم غذایی را رعایت نمیکنیم.
بیشتر بخوانید: چرا خواب برای مغز و بدن ضروری است؟
در نتیجه، ما دو تصمیم داریم:
تغییر کنیم: که رنج دارد. رعایت رژیم و منظم ورزش کردن، همگی سخت هستند و مغز از اقدامات سخت و شرایط ناآشنا فراری است.
تصویر خود را تغییر دهیم: مثلاً بگوییم دیگر نمیخواهیم ورزشکار باشیم و این نیز زجر دارد.
در همین زمان، مغز برای آسودگی خود و رهایی از رنج تغییر و زجر تغییر تصویر، بهانهتراشی میکند.
در واقع مغز با بهانهتراشی بهصورت موقت از ما مراقبت میکند. اما چرا میگوییم بهصورت موقت؟ زیرا این راه تا یک جا جواب است؛ یک جایی به خود میآییم و میبینیم یک زندگی بدون دستاورد داشتهایم.
اما چگونه عملگرا شویم؟ فرمول آن چیست؟
1. آگاهی
به خود و دلایلت برای شروع نکردن آگاه شو. بپرس: «چرا واقعاً این کار را نمیکنم؟ در حال بهانهتراشی هستم؟»
بهانه من هرچه که باشد، مرا از هدفم دور میکند. پس باید آن را کنار گذاشته و اقدام کنم.
2. تعهد به اقدام
هدف خود را مشخص کن و به آن متعهد باش. بهعنوان مثال، اگر هدفت شروع مدیتیشن است، یک ساعت مشخص در روز را مشخص کن و مقدار و مکان را نیز تعیین کن.
بهعنوان مثال: «میخواهم روزانه، پس از صبحانه، به مدت ده دقیقه در اتاقم مدیتیشن کنم.»
پس از مشخص کردن هدف، متعهد شو و عهد ببند که در هر شرایطی به آن عمل کنی.
3. برداشتن اولین قدم
برای شروع کردن یک مسیر جدید، نیاز نیست تمام مسیر را ببینی؛ زیرا این امری غیرممکن است. باید قدم اول را برداری و بعد کمکم مسیر روشن میشود.
4. حذف حواسپرتیها
هر چیزی (یا هر کسی) که تمرکزت را به هم میزند، تا جای ممکن از مسیرت کنار بگذار. برای عملگرایی، پیش از هر فرمولی، باید عادتها، وسایل و حتی افرادی که مانع تو هستند، کنار بگذاری.
5. غلبه بر موانع
با فرمول «اگر… آنگاه…» از قبل برای چالشها برنامه داشته باش. معمولاً میگویند فکر به اتفاقات بد، آن را جذب میکند؛ ولی اگر از پیش به آن فکر کنید و اتفاقات احتمالی را در نظر بگیرید، میتوانید با فرمول ذکرشده برای آن آماده باشید.
6. کار متمرکز
با تکنیک پومودورو، عمیق و بدون حواسپرتی کار کنید. خودتان را گول نزنید؛ حتی اگر دو ساعت پای یک کار بنشینید، در ظاهر دو ساعت کار میکنید، ولی مغز با کاهش تمرکز و توجه، استراحت خود را میگیرد.

جمعبندی
عملگرایی یعنی از دانستن و فکر کردن عبور کنیم و آنچه را درست میدانیم، به عمل تبدیل کنیم. بهانهها، حتی زمانی که منطقی به نظر میرسند، میتوانند ما را از اقدام دور کنند. با آگاهی از بهانهها، تعهد به هدف، برداشتن اولین قدم و مدیریت موانع و حواسپرتیها، میتوان مسیر عملگرایی را شروع کرد. در نهایت، موفقیت فقط به دانستن اینکه چه کاری درست است وابسته نیست؛ بلکه به انجام دادن آن بستگی دارد.